حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
322
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
مستولى شده بود دفع نمايد . جنگ بين اتباع قتلمش و الب ارسلان در نزديكى خوار رى اتّفاق افتاد و شكست بر سپاه قتلمش روى كرد و قتلمش در معركه جان سپرد . اين قتلمش چنان كه بعد اشاره خواهيم كرد جدّ شعبهء سلاجقهء روم است . الب ارسلان و نظام الملك پس از اين فتح در آخر محرّم سال 456 برى وارد شدند و عميد الملك بعذرخواهى به خدمت خواجه نظام الملك آمد و 500 دينار بعنوان پيشكش تقديم نمود و چون از حضور سلطان و وزير بيرون رفت اكثر سپاهيان در ركاب او به حركت آمدند . سلطان و وزير از اين مسئله انديشناك شدند و الب ارسلان ظاهرا بسعايت خواجه امر داد تا عميد الملك را دستگير ساختند و بمرورود فرستادند و او قريب يك سال در آن شهر در زندان بود تا آنكه در ذى الحجّهء سال 456 بدستور سلطان و وزير آن دستور فاضل را كشتند و سر او را بكرمان پيش خواجه نظام الملك فرستادند . فتوحات الب ارسلان الب ارسلان مملكتى را كه از عمّش طغرل به ارث يافته بود از دو طرف مغرب و شمال شرقى وسعت بخشيد و در ظرف نه سال و نيم سلطنت بكفايت خود و تدبير وزير خويش خواجه نظام الملك حدود دولت سلاجقه را بكنار سيحون و ساحل درياى مديترانه رساند و جميع مدّعيانى را كه داعيهء سلطنت و مخالفت داشتند از ميان برد از آن جمله در سال 456 به قصد تنبيه امير ناحيهء ختّلان ( از ولايات درهء علياى جيحون ) كه سر بعصيان برداشته بود رفت و او را كشت و ولايتش را مطيع ساخت سپس بسركوبى عمّ خود يبغو كه بر هرات امارت داشت و از الب ارسلان اطاعت نميكرد شتافت و او را نيز مغلوب و مطيع ساخت و در بازگشت از هرات چغانيان را هم مسخر ساخت و بنيشابور برگشت . پس از آسايش خاطر از جانب ماوراء النّهر و خراسان الب ارسلان بعزم جهاد عازم بلاد ارمنيّه و حدود ممالك روم شرقى شد و از نيشابور برى و از آنجا بآذربايجان آمد و نخجوان را مركز اردوى خود قرار داد .